المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

38

التنبيه والإشراف ( فارسي )

قشلاق بعراق ميكردند تا از سرماى جبل و برف و باران و گل فراوان آن آسوده باشند . ابو دلف قاسم بن عيسى عجلى چنين ميكرد و بعنوان تفاخر ضمن شعرى مفصل گفته بود : « من مردى خسروى رفتارم كه در جبال ييلاق و در عراق قشلاق ميكنم . براى جنگ لباس جنگ ميپوشم و با زره پوشان معانقه ميكنم . » و چون عبد الله بن طاهر از آن پس كه مصر و شامات را گشوده بود اين شعر را بشنيد بجواب او گفت : « مگر نديدى كه ما اسبان لاغر ميان خوب ببابل آورديم و تا وقتى وارد دشتهاى آن شدند دلهاى كسانى خواهان نفاق بود ، ولى تو اى ابو دلف آسوده بودى و در جبال ييلاق و در عراق قشلاق ميكردى . » ايرانيان اين ناحيه را بانتساب ايرج پسر فريدون ايرانشهر ميناميدند كه وقتى فريدون زمين را ميان سه پسر خود تقسيم كرد روم و اقوام مجاور آن را بسلم داد و ترك و اقوام مجاور آن را به طوج داد و عراق و اقوام مجاور آن را بايرج داد و اين ناحيه بنام وى منسوب شد و شاعر ايرانى بدوران اسلام در مقام تفاخر گويد : « بروزگار خودمان ملكمان را چون گوشت روى پيشخوان تقسيم كرديم . شام و روم را تا غروبگاه خورشيد بسلم دلاور داديم و ترك مال طوج شد ، ديار ترك متعلق به عموزاده ما است و از روى قدرت ملك فارس را به ايران داديم و همهء نعمتها از آن ما شد . » بعضى از ايرانيان بر اين رفته‌اند كه معنى ايرانشهر شهر نيكان است كه اير به فارسى قديم نام خير و برترى است و از همين رو رئيس آتشكده را ايربد گفتند يعنى سرنيكان و برتران و اين كلمه را معرب كرده هيربد گفته‌اند . نبطيان گويند كه اين اقليم از ايشان است و از روزگار قديم مالك آن بوده‌اند و ملوك ايشان نمرودان بوده‌اند كه نمرود ابراهيم خليل از آن جمله است و نمرود عنوان همهء ملوك ايشان بوده است و پارسيان بپارس و ماهات و ديگر ولايات پهلويان بوده‌اند